آغوشش بمیرم - تاریخ: 1405/5/11 ساعت: 15:08
فکر می­کردم در آغوشش بگیرم بهتر استبعدها دیدم در آغوشش بمیرم بهتر است گرم آغوشش شدم ، دست و دلش لرزید و گفت:شاید از دستت دلم را پس بگیرم بهتر است از قفس ، هرکس رهایت می کند، عاشقتر استاین که من با آن که آزادم، اسیرم، بهتر است عشق من ! این روزهــا آزادگان زندانی اندزندگی ، بی عشق ، زندان است ، گیرم ب...
غیر قابل پیشبینی - تاریخ: 1401/10/7 ساعت: 12:17
یک چیزی تو زندگی آدم ها هست بنام غیر قابل پیشبینی غیر قابل پیش بینی یعنی همیشه باید منتظر حرکت ها و اتفاقات عجیب باشی
دیدن - تاریخ: 1401/10/7 ساعت: 12:17
با تمـام مـداد رنگـی هـای دنـیا بـه هـر زبـانی که بـدانی یـا نـدانی ! خـالی از هـر تشبیه و استعـاره و ایهـام … تنهـا یکــ جملـه برایـت خـواهـم نوشت : دوستت دارم بهترین دوست دنیا
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم - تاریخ: 1401/10/7 ساعت: 12:17
سر به روی شانه های مهربانت میگذارم عقده ی دل میگشاید گریه ی بی اختیارم از غم نامردمی ها بغض ها در سینه دارم شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم خالی از خودخواهی من برتر از آلایش تو من تورو بالاتر از تن برتر از من دوست دارم عشق صدها چهره دارد چشم تو آیینه دار...